السيد أحمد الحسيني الاشكوري
55
شاعران فارسى سرا ( فارسي )
« خلاصة الأذكار » فيض كاشانى را به سال 1116 پرداخت و تاريخ اتمام آن را چنين گفت : شكر كه اين نامهء نامى تمام * گشت بتوفيق خداى انام عارض لفظش همه غنج قريب * برده به صد ناز ز دلها شكيب طرهء معنيش همه پيچوتاب * كرده بسى خانهء طاقت خراب از تتق غيب بسى شد عيان * معنى دوشيزهء مخفى در آن ناشده هرگز به كسى جلوهگر * كس بجمالش نشده بهرهور مستورة وجوهها بالقناع * لم يتيسر لهم الافتراع راهرو جادهء طاعات را * طالب گلزار عبادات را هر ورقش گشته بمعنى چو باغ * جمله سطورش شده شمع چراغ پير خرد از پى تاريخ آن * تا كه همىخواست بگردد روان هاتفى از غيب پس از تهنيه * گفت ( نكو ترجمه شد ادعيه ) تدريسى محمد حسين تدريسى فاضل اديب سخنور ، به تعليم و آموزگارى اشتغال داشت و بدين جهت در شعر « تدريسى » تخلص مىنمود ، به زبان فارسى و لرى شعر مىسرود ، در سال 1365 پيامد رباعيات بابا طاهر عريان چند غزل لرى از سرودههاى خود آورده و عريان را بدين ابيات فارسى مىستايد : طاهرا وه نيك بسرودى سخن * نيكتر ز آواى بلبل در چمن گر بيانت بوده با لحن لرى * ليك پنهان در غزلهايت دُرى هركسى قابل شود نور خداى * دل از او چون آينه آرد جلاى ايزدا كن نعمت عشقت نصيب * تا رسم بر كوى جانان اى مجيب